خیال نقش تو

خیال نقــــــــــــــــــش تو در کارگاه دیده کشیدم.

عشق (دل نوشته ی فاطمه 2)
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳۱
 

یه عشق پاک و بی هوس میخوام

که عاشق رسیدنم نه ،بودنم باشه

که خواستار تنم نه،دلم باشه

ولی افسوس...

 که با رویا باید زندگی کرد.

 


 
 
شبهای قدر
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۸
 

در هنگامه رقص آسمانی ملائک، و در لحظه قدر و تقدیر، دعایم کن.


 
 
دل نوشته ندا
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦
 

همیشه واسم گفتنش سخت بوده،

مثل احمقا نشستم سر یه جاده

فقط یه راه دارم.

هردفعه یه خورده شو میرم و بر میگردم که شاید یه روز

تو برگشته باشی.

اما هردفعه که تو نیستی

فقط باد و شن و شن و... شن

وقتی به سمت جاده میشم یه

آفتاب زوموخت میخوره تو چشمام،

دوباره سرمو میندازم پایین و میرم.

نه جاده تموم میشه نه من و نه تو...


 
 
آسمان
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢۳
 

آسمان را در یاب

که لذت پرواز را به اوج می رساند.


 
 
زندگی
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
 

از شب ریشه سرچشمه گرفتم- و به گرداب آفتاب ریختم

بی پروا بودم :دریچه ام را به سنگ گشودم

مغاک جنبش را زیستم.

هشیاری ام شب را نشکافت -روشنی ام روشن نکرد:

من ترا زیستم-شبتاب دوردست!

رها کردم-تا ریزش نور-شب را بر رفتارم بلغزاند.

بیداری ام سر بسته ماند:من خوابگرد راه تماشا بودم

و همیشه کسی از باغ آمد- و مرا نوبر وحشت هدیه کرد.

و همیشه خوشه چینی از راهم گذشت-وکنار من خوشه ی

 

راز از دستش لغزید

-و همیشه من ماندم و تاریک بزرگ

 من ماندم و همهمه ی

 آفتاب

واز سفر آفتاب- سر شار از تاریکی نور آمده ام:

سایه تر شده ام:

و سایه وار بر لب رو شنایی ایستاده ام.

- شب می شکافد
لبخند می شکفد-زمین بیدار میشود.

صبح از سفال آسمان می تراود

و شاخه ی شبانه ی اندیشه ی من بر پرتگاه زمان خم میشود 

 


 
 
دل نوشته ی فاطمه
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

امشب درونم از حسی پر است

از حس دلتنگی

و مینویسم

دلم تنگ است

نه برای کسی    نه برای چیزی

برای خود 

برای بیگانگی خود...


 
 
هرچه زیبایی و خوبی
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤
 

هر چه زیبایی و خوبی که دلم تشنه اوست

مثل گل،صحبت دوست

مثل پرواز،کبوتر

می و موسیقی و مهتاب و کتاب،

کوه،دریا،جنگل،یاس،سحر

این همه یک سو،یک سوی دگر،

چهره همچو گل تازه ی نو،!

دوست دارم همه عالم را لیک

هیچکس را نه به اندازه ی تو!

فریدون مشیری


 
 
بشنو از نی چون حکایت میکند
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
 

بشنو از نی چون حکایت میکند
از جدایی ها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم

هر کسی از ظن خود شد یار من
از دورن من نجست اسرار من


سر من از ناله ی من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست

آتش است این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد

نی حریف هر که از یاری برید
پرده هاایش پرده های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی که دید؟
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

نی حدیث راه پرخون می کند
قصه های عشق مجنون می کند

محرم این هوش جز بی هوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو:"رو باک نیست
تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست"

هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد

مولانا


 
 
تو خود همانی که می اندیشی...
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱
 

به تو سربسته و در پرده بگویم

تا کسی نشنود این راز گهربار جهان را

آن چه گفتند  و سرودند تو آنی

خود تو جان جهانی گر نهانی و عیانی

تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی که خود آن نقطه عشقی

تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی

تو به خود آمده از فلسفه چون و چرایی

و به تو سوگند

که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی

در همه افلاک بزرگی

نه که جزیی

نه که چون آب در اندام سبویی

تو خود اویی به خود آی

تا در خانه متروکه هر کس ننشینی و

به جز روشنی شعشعه پرتو خود هیچ نبینی و

گل وصل بچینی.

حضرت مو لانا


 
 
سلام بر ماه خدا
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٩
 


 
 
من و تو
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٧
 

من و تو

و آن گاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم

و مرا صدفی که مرواریدم تویی

و خود را اندامی که روحت منم

و مرا سینه ای که دلم تویی

و خود را معبدی که راهبش منم

و مرا قلبی که عشقش تویی

و خود را شبی که مهتابش منم

و مرا قندی که شیرینی اش تویی

و خود را طفلی که پدرش منم

و مرا شمعی که پروانه اش تویی

و خود را انتظاری که موعودش منم

و مرا التهابی که آغوشش تویی

و خود را هراسی که پناهش منم

و مرا تنهایی که انیسش تویی

و ناگهان

سرت را تکان می دهی و می گویی:

نه ، هیچ کدام .

هیچ کدام این ها نیست ، چیز دیگری است.

یک حادثه ی دیگری و خلقت دیگری

و داستان دیگری است

و خدا آن را تازه آفریده است.

دکتر علی شریعتی


 
 
سلام
نویسنده : فاطمه حسین پور - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٥
 

به نام آنکه بر وجود انسان دمید

و به نام آنکه دل را آفرید

تا پدیده ای چون عشق را معلوم کند

پس به نام پروردگار عشق و به نام پروردگار هستی

سلام به همه دوستان عزیز


 
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com